تبليغاتX
تیم موفق - بينش يا Vision
 
تیم موفق
 
 
وبلاگ تیم موفق کوئست
 

"هر کجا هستم ، باشم . آسمان مال من است . پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است"

در خصوص بينش يا همان Vision شايد همه شما اين تعريف را شنيده باشيد :

بينش ملودی و آهنگی است که در آينده نواخته می شود اما صدای آن امروز به گوش می رسد .

اما اجازه دهيد در اين خصوص مطلبی را خدمت شما عرض کنم :

در يکی از اتاقهای بيمارستانی ، ۲ بيمار بستری بودند که تخت يکی از آنها در کنار پنجره و تخت بيمار ديگر آنسوی اتاق بود . بيماری که تختش کنار پنجره بود هر روز صبح که از خواب بيدار می شد از گل و درخت و باغچه و پرندگانی که از پنجره اتاق می ديد برای بيمار ديگر تعريف می کرد . روزها گذاشت تا اينکه اين بيمار دار فانی را وداع گفت و پرستاران تخت بيمار ديگر را بکنار پنجره منتقل کردند . صبح روز بعد که اين بيمار از خواب برخواست از پنجره نگاهی به بيرون کرد اما لجای گل و درخت و ... فقط ديوار سياه بلندی را مشاهده نمود . با تعجب پرستار را صدا کرد و از او پرسيد : هم اتاقی قبلی من هر روز صبح از منظره ای که بیرون می ديد برای من صحبت می کرد ؟ ؛ و پرستار گفت : ولی آن دوست شما که نابينا بود . در واقع آن بيمار ، بهشتی را می ديد که می دانست به آنجا خواهد رفت ...

بله دوستان . اين يک واقعيت است که چيزهائی را که ما امروز در اختيار داريم روزی رويای آنرا در سر داشته ايم . در واقع اين چيزها هما باورهای ديروز ماست که امروز به واقعيت تبديل شده اند . اما ببينيم برای فردای خودمان چکار بايد بکنيم ؟

چشمها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

يکی از بزرگترين دستاوردهای اين تجارت آنست که اين جسارت را پيدا می کنيد که آينده خود را همين امروز ببينيد . پس بهتر است که بيشتر به آينده تان فکر کنيد . چرا ؟ چون قرار است بقيه عمرتان را در آينده بگذرانيد . اين جمله شايد برای اکثر ما کلماتی بيش نباشد زيرا ما خود را در زمان حال گرفتار کرده ايم و يا احتمالاً برای آينده رويا پردازی می کنيم اما دست روی دست گذاشته ايم . بنابراين اتفاقی که می افتد اين است که روياهای ما در بهترين شکل مبهم مانده و در بدترين شکل دست نيافتنی خواهند شد و اين تصوير از آينده اشتباه است .

ما بايد چشمان خود را ببنديم و يک کليپ ۳۰ ثانيه ای از آينده خود را ببينيم که می تواند شامل موارد زير باشد :

  1. دلم می خواهد مالک خانه و ويلای خودم باشم .
  2. نمی خواهم همسر و فرزندانم نگران صورت حسابهايم باشند .
  3. نمی خواهم بدهکار باشم .
  4. می خواهم ميراث خوبی برای فرزندانم بجای بگذارم .
  5. نمی خواهم در پيری فقير باشم .

اما بايد اين را باور کنيم که کيفيت زندگی امروز ما به کيفيت نگرشی که در گذشته داشته ايم بر می گردد . افراد موفق امروز ، نگرش خوبی در گذشته داشته اند .

اما بينش نتيجه رويا و عمل است . در واقع ما می خواهيم از بينش مان استفاده کنيم تا سازمانمان ، خانواده مان و زندگی مان را پر محتوی تر و ثمر بخش تر کنيم .

جمله ای از آرتور بارکر : "اگر در کنار رودخانه ای پر تلاطم ايستاده باشيد و بخواهيد به آنسوی رودخانه برويد از يک طناب استفاده می کنيد . بينش هم مثل طنابی است که شما را به آنسوی رودخانه که آينده در آنجاست پيوند می زند و شما را بر مخاطرات و حوداث مسير چيره می سازد . شما بايد با قلبتان به اين طناب اعتقاد داشته باشيد ؛ با مغزتان به آن فکر کنيد و با عضلاتتان آنرا محکم بگيريد "

در واقع شما بايد ابتدا به بينش تان قلباً اعتقاد داشته باشيد سپس با فکرتان برای آن برنامه ريزی کنيد و در نهايت به آن برنامه ريزی عمل نمائيد .

اما ببينيم داشتن بينش چه مزايائی دارد :

  • بينش از درون به شما انگيزه می دهد  زيرا کسی که بينش ندارد انگيزه کافی برای حرکت در اين کار را ندارد .
  • به شما کمک می کند تا بر مشکلات غلبه کنيد . چون کسی که بينش دارد حاضر است درد و رنج را تحمل کند .

اما نداشتن بينش باعث می شود که :

  • اراده لازم برای مقابله با مشکلات را نداشته باشيم .
  • اخلاق کاری نداشته باشيم .
  • حاضر نيستيم بهائی برای اينکار پرداخت کنيم .

اما زمانيکه بينش در قلب و روح ما نشست وقت آنست که آنرا تبديل به هدف کنيم . (ادامه دارد ....)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت   توسط حامد  | 
 
  بالا